محمد مهدى ملايرى

47

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ابن حوقل در بيان اين‌كه چرا همهء اين اقيانوس را به نام « بحر فارس » مىخوانده‌اند دو علت ذكر كرده ، يكى اين‌كه از همهء ساحل‌نشينان اين دريا مردمى تواناتر از ايرانيان و شاهانى مقتدرتر از شاهان ايشان نبوده و تا زمان او هم سواحل دور و نزديك اين دريا در تحت سيطرهء ايرانيان بوده است ، و ديگر اين كه از همهء ساحل‌نشينان اين دريا هيچ مردمى را همچون ايرانيان آن‌چنان كشتىهاى محكم و استوار و دريانورد نيست كه بتوانند از حد سرزمين خود بيرون آمده و به درياهاى دوردست سفر كنند و همچنان محكم و استوار و با شكوه به موطن خود بازگردند « 1 » . شواهد تاريخى بسيارى گفتهء ابن حوقل را داير بر اين‌كه دريانوردى در اين درياى گسترده از روزگاران بسيار قديم تا قرن‌ها پس از ظهور اسلام اگرنه در انحصار ولى در زير سيطرهء دريانوردان و بازرگانان ايرانى بوده ، تأييد مىكند . در مآخذ غربى و شرقى در سواحل دريايى كه شبه جزيرهء عربستان را احاطه كرده يعنى همان درياى حجاز ابو العلاء دست‌كم نام پنج مركز دريايى را مىيابيم كه همهء آن‌ها از قرن‌ها پيش از اسلام و تا قرن‌ها در اسلام همچنان به وسيلهء دريانوردان و بازرگانان ايرانى داير و شكوفا نگه داشته مىشده ، بعضى از اين بندرها مانند امان ( - عمان ) و عدن و جده از مراكز مهم و معروف آن زمان به شمار مىرفته‌اند و برخى ديگر مانند سواحل مهره و حضرموت نام و آوازهء كمترى داشته‌اند . در اين مآخذ و به خصوص در مآخذ اسلامى بجز از ايرانيان از مردم ديگرى كه در اين دريا و بازرگانى آن اسم و رسم و اثر زيادى داشته باشند نامى برده نشده است . مؤلف كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » « 2 » كه در قرن اول ميلادى در كرانه‌هاى غربى و شرقى درياى سرخ و كرانه‌هاى جنوبى و شرقى شبه جزيرهء

--> ( 1 ) . صورة الارض ، ص 244 . ( 2 ) . نام لاتينى كتاب اين است : Periplus Maris Erythraei اين كتاب به انگليسى هم به اين نام The Periplus Of the Erythrean Sea ترجمه شده و نخستين بار در سال 1800 ميلادى در لندن به چاپ رسيده .